میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 

7- مفيد ثانى

ابو على حسن بن محمد طوسى - فرزند شيخ طوسى - و ملقب به مفيد ثانى در خلال سالهاى 481 تا حدود 520 ق، از اعاظم فقهاى عصر خود به شمار مى‏رفت. اين فقيه شيعى كتاب النهايه پدر خويش شيخ طوسى را شرح كرد. او بعد از پدرش در نجف اشرف رئيس شيعه و مرجع علماى آنجا بود و بسيارى از علماى شيعه و سنى از محضر وى برخواستند.

او با عالم جليل القدر ابن حمزه محمد بن طوسى معروف به عماد طوسى، صاحب كتابهاى وسيله و واسطه و همچنين با فقيه بزرگ شيخ سديد الدين حمصبى رازى معاصر بود.

8- حمزة بن على بن زهره

ميان سالهاى 520 تا 585 ق، فقيهان زيادى بسر مى‏بردند كه از آنهاست عالم بزرگ على بن زهره حسينى حلبى و سيد جليل و فقيه بزرگوار ابو منصور محمد نقاش و فقيه ارجمند ابو عبد الله حسين بن طاهر و فقيه عاليقدر و اصولى بزرگ ابوالمكارم حمزة بن على بن زهره حسينى.

سيد ابوالمكارم ابن زهره از فقهاى نامى قرن ششم و بزرگترين دانشمند شهر تاريخى و شيعه نشين حلب بود وى در علم فقه و اصول و كلام و نحو مهارتى به سزا و تسلطى به كمال داشت و در اين رشته‏ها تاليفات بسيار دارد كه هر يك نماينده مقام شامخ علمى او و معرف احاطه كامل و جامعيت وى در فنون مختلف مى‏باشد.

مرحوم محدث قمى در الكنى و الالقاب در مورد اين فقيه مى‏گويد: او پيرامون مسئله امامت، فقه، نحو و جز اينها تصانيف زيادى دارد كه از آن جمله است: غنية النزوع الى علمى الاصول و الفروع، قبس الانوار فى نصرة الائمة الاطهار.

 

 

9- ابن ادريس

ابن ادريس حلى فقيه و مجتهد جوان و نوآور، بين سالهاى 585 تا 598 ق ظهور كرد. او پيشگام دوره پنجم از ادوار فقه و پيشواى دوره پنجم از ادوار اجتهاد محسوب مى‏شود.

ابن ادريس، بحثهاى استدلالى و اجتهادى را حياتى تازه بخشيد و در فروع فقه چنان به بحث و استدلال پرداخت كه توانست ركود يك قرن بعد از شيخ طوسى را كه بر حوزه اجتهاد و استنباط سايه انداخته بود در هم شكند. و از نو راه پژوهش و استدلال و نقد و بررسى آراء گذشتگان را به روى فقيهان معاصر خود و فقهاى آينده بگشايد و بدين نحو نظرات علمى او در طول نسلهاى آينده رشدى فزاينده يافت.

اين مجتهد جوان روش استنباط و استخراج احكام را از راه منابع و پايه‏هاى شناخت در قالبى فنى و علمى ارائه نمود، به گونه‏اى كه تمام بحثهاى فقهى - اجتهادى را در همه ابعاد گسترش داد و در نتيجه نارساييها و موانع موجود در طريق دستيابى به فروع و مسائل جديد از بين رفت و مباحث اجتهادى گسترش چشمگيرى پيدا كرد.

10- سيد شمس الدين موسوى

عالم كامل سيد شمس الدين فخار بن معد موسوى ستاره‏اى درخشان در آسمان فقاهت تشيع است. عصر درخشندگى اين عالم ربانى بين سالهاى 598 تا 630 ق است و از مراجع و فقهاى بنام شيعه بود. در عظمت او همين بس كه فقيهان بزرگى چون محقق حلى صاحب كتاب ارزشمند شرايع الاسلام را تربيت كرد. در دوران مرجعيت او فقه شيعه به بالندگى خاصى رسيد و با موشكافى و نغض و ابرام آراء فقهاى پيشين در هر بابى از فقه سخن تازه‏اى آورد سيد فخار موسوى وارث علمى ابن ادريس و حافظ مكتب او شد و در سال 630 ه.ق از دنيا رفت.

 

11- محقق حلى

مرجعيت فقيه جامع و مرجع بزرگ شيعه، نجم الدين ابوالقاسم جعفر سعيد حلى در خلال سالهاى 630 تا 676 ق به ظهور پيوست و زعامت‏شيعه را به عهده داشت، او در تحقيق و پژوهش اصول و مبانى فقه توفيق فراوان يافت. و از اين رو به محقق على الاطلاق مشهور شد. هرگاه بخواهند از اين نام غير از ايشان را اراده نمايند، بايد با قرينه ذكر كنند. محقق حلى بر خلاف ابن ادريس فقه استدلالى خويش را بر پايه مكتب شيخ طوسى بنا نهاد و با دقت در تمام ابواب فقه و اصول از انديشه و فتواى شيخ بهره برد و اين ميراث ارزنده را به شاگردان خويش هديه كرد. ابن داود شاگرد او در كتاب رجال خود از كتابهاى علمى وى در اصول دين اصول فقه منطق و ادب نام مى‏برد. محقق كوشيد معارف و علوم اسلامى را در تمام زمينه‏ها از يكديگر جدا كند و هريك را به صورت موضوعى جداگانه و در كتابى مستقل مورد بحث و بررسى و تنقيح قرار دهد. نيز ابن داود در مورد استادش مى‏گويد «محقق يگانه عصر خويش و زبان آورترين شخصيت روزگار و از هت‏حجت و برهان استوارترين فرد و حاضر جواب‏ترين مردم زمان خود بود»

محقق در حله در مقام تدريس بى همتا بود، در مجلس درس او صدها طالب علم شركت مى‏كردند و از خرمن دانش او خوشه‏ها مى‏چيدند.

از ميان شاگردان او شخصيتهاى علمى برجسته‏اى برخاستند، چون علامه حلى (پسر خواهر او) و حسن بن داود حلى صاحب كتاب رجال و سيد غياث الدين (عبد الكريم بن احمد بن) طاووس صاحب فرحة الغرى و ديگران. كه هر كدام در گسترش ابحاث اجتهادى سهم به سزايى داشتند. در اعلام العرب آمده است: «از مجلس درس محقق بيش از 400 مجتهد برخاستند كه چنين امرى در فقهاى پيشين ديده نشد.»

جنبش علمى در عصر او به اوج شكوفايى خود رسيد و حله يكى از مراكز علمى مهم جهان تشيع شد. كتابهاى شرايع الاسلام ، النافع، المعتبر و دهها تاليف ديگر از آثار ارزشمند اوست.

12- يحيى بن سعيد

سالهاى 676 تا 690 ق، زعامت و مرجعيت به فقيه بزرگ يحيى بن سعيد هذلى حلى رسيد، او به سهم خويش در تكامل و تطور بحثهاى اجتهادى و اصول كوشيد و در اين زمينه كتابهاى زيادى تاليف كرد. وى نواده دخترى فقيه بزرگ محمد بن ادريس حلى و پسرعموى پيشواى مجتهدين شيعه محقق حلى است.

پيرامون شخصيت علمى او ابن داوود در كتاب رجال خود گويد« وى جامع فنون علمى در ادب، فقه و اصول بود.» او بعد از محقق به تدريس و تعليم و تربيت‏شاگردان برجسته‏اى چون علامه حلى حسين بن داود و عبد الكريم بن طاووس همت گماشت.

همچنين او از پرهيزگارترين و زاهدترين انديشمندان و فضلاى عصر خود محسوب مى‏شد و تصانيف مفيد و جامعى از خود به جا گذارد كه از آن جمله است: الجامع للشرايع فى الفقه و المدخل فى اصول فقه، معالم الدين در علم فقه، نزهة الناظر و رساله‏اى در قضاى نمازهاى فوت شده.

 

13- علامه حلى

جمال الدين حسن بن يوسف (بن على بن مطهر) حلى معروف بن علامه حلى و آيت الله على الاطلاق، بين سالهاى 690 تا 726 ق در عالم مرجعيت تشيع درخشيد، او پيشواى دوره ششم از ادوار فقه است. او بحثهاى گسترده و مستدلى در فقه مطرح نمود و به نقد و تحليلهاى تازه‏اى در آن پرداخت و كتابهاى متنوع و با شيوه‏هاى نوين تاليف كرد. همچنين مسائل خلافى بين شيعه و سنى را به نحو گسترده‏اى مورد بحث و بررسى قرار داد و آنها را در كتاب پر ارج تذكرة الفقهاء ذكر كرد و در دسترس همگان نهاد و از اين طريق خدمت بزرگى به فقهاى شيعه نمود. علامه حلى در آسمان دانش و ميان انبوه دانشمندان نامى ما همچون ستاره زهره مى‏درخشد و آراء فقهى و اصولى و رجالى و نظرات كلامى و فلسفى و منطقى‏اش در كتب علمى همه جا موج مى‏زند.

علامه حلى دركتاب ارزنده خود تذكرة الفقها هر مسئله‏اى را كه مطرح مى‏كند، اول عدله فقهاى مسلمين را مى‏آورد سپس با تفصيل به نقد و مناقشه آن مى‏پردازد اين كتاب به حدى پر بار و سودمند است كه هيچ فقيه و مجتهدى از آن بى نياز نيست.

علامه، فقه را نزد محقق حلى (صاحب شرايع الاسلام) فرا گرفت، همچنين فلسفه و رياضيات را نزد محقق طوسى آموخت، در دوران تحصيل آنچنان بر همگنان برترى يافت و هنوز با سن بلوغ نرسيده بود كه نبوغش زبانزد همگان شد. از اين رو پس از فوت محقق، كرسى تدريس و منصب فتوا و زعامت به او رسيد.

 

14- سيد عميد الدين حسينى

بين سالهاى 726 تا 754 ق مرجعيت‏شيعيان به آيت الله سيد عميد الدين حسينى خواهرزاده و شاگرد علامه حلى محول شد.

او بيشتر كتابهاى استاد و دايى خود علامه حلى را شرح كرده است. از آن جمله كنزل الفوائد فى حل مشكلات القواعد، تبصرة الطالبين فى شرح نهج المسترشدين، شرح مبادى الاصول و غير اينها.

علامه حسينى اصطلاحات زيادى در بحثهاى فقهى و اصولى پديد آورد و به تكميل آراء و نظرات علامه پرداخت، آنچنان كه صاحب نظران معاصر او به اين امر اعتراف دارند.

 

15- فخر المحققين

ابوطالب محمد بن حسن (بن يوسف بن مطهر) حلى، فرزند علامه حلى و مشهور به فخر المحققين، بين سالهاى 754 تا 771 در آسمان فقاهت درخشيد و همچون پدر خويش در گسترش و تكامل ابحاث فقهى اهتمام ورزيد و در برگشت دادن فروع بر اصول و تطبيق قواعد كلى بر مصاديق آن بسيار توفيق يافت. در كتاب تراجم آمده است كه فخر المحققين در ده سالگى به درجه اجتهاد رسيد.

شهيد اول شاگرد او با آنكه كمتر از كسى ستايش مى‏كرد، او را با لقب خاتمة المجتهدين ستود.

فخر المحققين پاره‏اى از تاليفات پدر را همچون الفين و جز آن تكميل كرد و بر پاره‏اى ديگر شرح نوشت، مانند قواعد. وى همچنان كه از لحاظ مراتب فضل و كمال ممتاز و شايد بى نظير بود از حيث ادب و اخلاق و ملكات فاضله نيز امتيازى به خصوص داشت در ميان انبوه دانشمندانى كه با زندگانى آنها آشنا هستيم چنين پدر و فرزندى را نديده‏ايم كه هر دو از نابغه‏هاى نامى و نسبت به يكديگر تا اين حد احترام نگه دارند شيخ حر عاملى درباره او مى‏گويد «دانشمندى پژوهشگر و فقيهى عاليقدر و مورد اعتماد است‏» او همانند فقهاى پيشين در تربيت‏شاگردان موفق بود و شاگردى نظير شهيد اول به جهان اسلام تحويل داد.

نظرات (0)add comment

نوشتن نظر
كوچكتر | بزرگتر

busy