
محمد بن جمال الدين (بن مكى بن شمس الدين محمد) دمشقى جزينى در سالهاى 771 تا 786 ق زعامتشيعيان را بر عهده داشت. شخصيت و مقام علمى او در ميان فقها بيش از حد توصيف است، به طورى كه بعضى از صاحب نظران و آگاهان گفتهاند: در بين فقهاى سلف مجتهد مطلق جز شهيد اول كسى نبوده است. او در حوزه كربلا به تحصيل پرداخت و از استوانههاى علمى عصر خويش به شمار مىرفت تا جايى كه آوازه علم و فضل و تقوا و فضيلتش در بيشتر نقاط اسلامى طنين افكند و افكار و آثارش در همه جا منتشر شد. معروف است مىگويند: از شيخ اعظم انصارى پرسيدند چرا اجازه اجتهاد به كسى نمىدهيد؟ فرمود: به جز شهيد اول نسبت به اجتهاد هيچ يك از علما و فضلاى ديگر قطع و يقين حاصل نكردهام.
شهيد اول در مباحث فقهى و هم در مقدمات آن (صرف، نحو، منطق، اصول و ...) از علماى پنج مذهب معروف اسلام (اثناى عشرى، حنفى، مالكى، شافعى، و حنبلى) اجازه اجتهاد داشت در حالى كه براى هيچ يك از علماى مسلمين چنين امتيازى وجود نداشت. دانشمندان ما شهيد را نخستين فقيهى دانستهاند كه فقه شيعه را از آراء فقهاى عامه پيراسته گردانيد.
او بسيارى از مراكز جهان اسلام را ديدن كرد و در مجامع بزرگ اهل سنتشركت جست و بسيارى از كتابهاى علمى آنها را مورد مطالعه و بررسى قرار داد و حتى از آنان روايت كرد آنچنان كه در اجازه خود به ابن خازن مىگويد «حدود چهل تن از عالمان بزرگ اهل سنت را كه در شهرهاى مكه، مدينه، بغداد، مصر، دمشق، بيت المقدس و مقام ابراهيم خليل بودند ملاقات نمودم و اينك از آنان روايت مىكنم».او تاليفات بسيارى از خود به يادگار گذاشت مانند: الذكرى، الدروس الشرعيه فى فقه الاماميه، غاية المراد فى شرح نكت الارشاد، اللمعة الدمشقيه و القواعد و غير اينها.
آثار او از جهتسبك نگارش، دقت نظر، ژرف انديشى و وسعت ديد درخشندگى خاصى دارند و پيوسته اين آثار گرانقدر مورد توجه و مراجعه دانش پژوهان و پژوهشگران بوده است.
فقيه بزرگوار جمال الدين مقداد بن عبد الله سيورى حلى ميان سالهاى 786 تا 826 ق مرجع و ملجا شيعيان گرديد. وى از فقهاى شيعه و دانشمندان بزرگ قرن نهم در حوزه نجف بوده كه از شاگردان شهيد اول است او نه تنها در فقه دانشمندى برجسته است بلكه متكلمى ورزيده نيز به حساب مىآيد او با نگارش شرحهايى بر آثار استادش مكتب شهيد اول را بارورتر ساخت و حوزه فقه استدلالى را وسعت بخشيد و با تاليف كتابى در فقه القرآن مبانى قرآنى فقه شيعه را بيان داشت.
او از محققان بنام است و آثار گرانسنگى از خود به جاى نهاده است، در مقدمه التنقيح الرائع لمختصر الشرائع او كه اخيرا به چاپ رسيده است، نام 20 كتاب و رساله در اصول و فروع دين، دعا، تفسير، فقه، اصول فقه و كلام از او ياد گرديده است در هر حال بعد از وى تلاميذش از آن جمله على بن هلال جزائرى سالهايى مرجعيت را تصدى كردهاند.
نور الدين على بن عبد العالى كركى معروف به محقق ثانى بين سالهاى حدود 910 تا 940 ه.ق مرجعيتشيعيان را به عهده داشت.
او نظرات تازه و مهمى در فروع فقه مطرح ساخت و مسائل را به صورت كامل و بيانى رسا و با عباراتى شيوا مورد بحث و بررسى قرار داد. و به تكميل بسيارى از مباحث فقهاى پيشين پرداخت، از همين رو كتابهاى فقهى او در ميان كتب مشابه از ارزش و اعتبار خاصى برخوردار است و بهترين شاهد بر اين گفتار، كتاب جامع المقاصد اوست. محقق كركى از فقهاى پركار شيعه است كه تاليفات مختلفى در فقه و اصول اعتقادى نگاشته است تعداد كتابهاى تحقيقى او را تا بيست مورد ثبت كردهاند. كه هر كس آنرا با دقت و حوصله مطالعه كند گفتار ما را تصديق خواهد كرد، اين كتاب از همان زمان جاى خود را در بين كتابهاى فقهى باز كرد و پايگاه ارزندهاى يافت و همواره مورد توجه و رجوع دانشمندان بزرگ قرار گرفت.
محقق ثانى بدون شك خدمات ارزندهاى در تدوين فقه و ابحاث اجتهادى به جهان تشيع نموده است كه با هيچ امرى قابل مقايسه نيست.
زين الدين (بن على بن احمد بن محمد بن جمال الدين) جبلى بين سالهاى 940 تا 966 ق مرجعيتشيعه را بر عهده گرفت و همه تلاش او اين بود كه مسائل فقهى را به طور همه جانبه و گسترده مورد بحث و بررسى و موشكافى قرار دهد و در اين امر توفيق كامل يافت. شاگردش ابن العودى مىگويد «او لحظهاى از عمر گرانبهايش را جز در كسب علم و فضيلت صرف نكرد اوقات شبانه روز خود را تقسيم كرده بود بگونهاى كه لحظهاى از آن را تلف نمىكرد».
شهيد ثانى رهبر تفكر و انديشه در عصر خود در فقاهت و اجتهاد به شمار مىآيد اصطلاحات جالب و نوينى در فقه بوجود آورد و شيوهها و مبانى فقهى را تكامل بخشيد. از اين رو بعضى او را افضل المتاخرين و اكمل المتبحرين لقب دادهاند.
ارباب تراجمه حدود 30 كتاب و رساله در فقيه و اصول فقيه، اصول دين و فروع دين، كلام، رجال و حديث و جز اينها از او نام بردهاند. نخستين تاليف او كتاب روض الجنان در فقه و شرح ارشاد الاذهان علامه حلى است. كتاب ديگر او مسالك الافهام فى شرح شرايع الاسلام است كه از تاليفات پربهاى او در فقه استدلالى و يكى ازبهترين شرحههاى شرايع است كتاب شرح لمعه شهيد اول موسوم به الروضة البهية فى شرح اللمعة الدمشقيه اثر فقهى و استدلالى ديگر اوست كه همواره مورد توجه فقها و از متون درسى حوزههاى علميه بوده و هست.
بين سالهاى 669 تا 984 ق دوران درخشندگى مرجعيت علامه شيخ حسين عبد الصمد پدر شيخ بهائى است.
او قواعد علامه حلى و حاشيه ارشاد را شرح نمود و بحثهاى فقهى او به گونهاى است كه تا اين زمان ارزش و اعتبار خود را حفظ كرده است.
در همين هنگام نيز عالم كامل مولى عبد الله يزدى (متوفى 981 ق) كه يكى از چهرههاى برجسته و از مراجع بزرگ بود مىزيست.
از فقهاى نامدار اماميه در قرن دهم هجرى و معاصر شاهان صفوى است. سالهاى (984 تا 993 ق) عصر پرتو افشانى فقيه بزرگ و پژوهشگر سترگ احمد بن محمد اردبيلى است. او در فقه تحقيقات گستردهاى دارد. مرحوم مجلسى درباره او گفته است «محقق اردبيلى از حيث تقوى و پرهيزگارى و فضل و دانش به او كمال رسيد و من در ميان قدما و متاخرين مانندش را نشنيدم.»
و نيز درباره او گفتهاند: مادران مانند او را نزاييدهاند. حدود ده اثر از او به جاى مانده است كه زبدة البيان فى آيات الاحكام و مجمع الفائدة و البرهان فى شرح ارشاد الاذهان علامه حلى و حديقه الشيعه و شرح الهيات تجريد قوشچى از آن جمله است.
سالهاى 993 تا 1009 ق عصر فقاهت و مرجعيت عالم بزرگ سيد محمد عاملى، صاحب مدارك الاحكام فى شرح شرائع الاسلام است. اين محقق بزرگ، آراء و نظريات ارزنده و جالبى از خود به يادگار نهاد كه پس از سالها هنوز فقها با ديده تحسين و شگفتى به آن مىنگرند و بعضى معتقدند كتابى در تلخيص فقه بهتر از مدارك الاحكام او ديده نشده است. ويژگيهاى اين كتاب فقهى را مىتوان در شيوايى بيان و رسايى عبارات و حسن سليقه در تنظيم آن دانست. اين كتاب از ارزندهترين كتب فقه استدلالى شيعه است.
او ظاهرا اولين كسى است كه اعراض اصحاب را سبب نقض و شكستسند روايتى كه معتبر باشد نمىدانست، همچنان كه عمل اصحاب را در مورد سند روايتى كه فاقد اعتبار بود موجب تاييد و حجيت آن نمىشناخت. البته اين نظر او خلاف نظريه مشهور ميان فقيهان است.

| < قبلی | بعدی > |
|---|