
سالهاى 1009 تا 1011 ق، مرجعيت به عالم بزرگ علامه ملا عبد الله شوشترى محول گرديد. او كه خود در بعد علمى فوق العاده بود، توانست نابغهاى چون شيخ بهائى را تربيت كند. او شاگرد محقق اردبيلى و استاد علامه مجلسى است. علامه مجلسى اول در شرح مشيخه فقيه مىنويسد «وى در عصر خود پيشواى طايفه اماميه و علامه محقق مدقق بود». مىتوان گفت كه انتشار فقه و حديثشيعه در عهد صفوى از او بوده است. تكميل كتاب جامع المقاصد محقق ثانى كه شرح قواعد علامه حلى است در هفت جلد از جمله كتب فقهى اوست.
بين سالهاى 1011 تا 1031 علامه و نابغه روزگار شيخ محمد بن حسين بن عبد الصمد معروف به شيخ بهائى كه روزگار نظيرش را در جامعيت نديده، ظهور كرد و چنان كه معروف است دانشى نبود كه او در آن مناظره كند و بر حريف و مدعى پيروز نشود. او علاوه بر رسيدگى به امور سياسى، اجتماعى به تدريس فقه و اصول و فلسفه درحوزه علميه اصفهان مشغول بود و علوم نقلى و عقلى را به خوبى آموخته بود و در تدريس و تاليف بسيار موفق بود. دهها كتاب و رساله از او به جاى مانده است كه جامع عباسى و حبل المتين كتابهاى فقهى او به شمار مىروند.
او طلايهدار دوره پنجم از ادوار كيفيت بيان فقه است. شيخ بهائى در مكتب خود شخصيتهايى برجسته و بزرگى همچون مجلسى اول را تربيت كرد.
سالهاى 1031 تا 1070 ق مرجعيتشيعه به عارف فرزانه و مجتهد جامع و بى بديل، مولى محمد تقى مجلسى اول محول شد. وى شاگرد شيخ بهائى و يكى از درخشانترين چهرههاى جهان تشيع و صاحب آثار گرانقدر و گوناگون است كه كتابهاى احياء الاحاديث، الاربعون حديثا، حاشيه صحيفه سجاديه، روضة المتقين فى شرح من لا يحضره الفقيه، شرح زيارت جامعه، شرح فارسى و عربى بر صحيفه سجاديه از جمله آثار اوست.
سالهاى 1070 تا 1086 ق مربوط است به عصر درخشان مرجعيت و فقاهت عالم ربانى فخر المحققين مولى محمد صالح سروى طبرسى. در كتب رجال از اين فقيه بزرگوار و ارجمند جهان تشيع به عنوان متبحر در علوم عقلى و نقلى ياد شده است.
آقا حسين معروف به محقق خوانسارى در فقه و حكمت و كلام و اصول و ديگر علوم يگانه روزگار و از لحاظ قداست نفس و ملكات فاضله نادره عصر بوده است. او از فقهاء نامى و معروف به استاد الكل فى الكل بوده است. سالهاى 1086 تا 1097 ق مرجعيت از آن فقيه و محقق جليل آقا حسين خوانسارى صاحب مشارق الشموس فى شرح الدروس است. او فقيهى نمونه و ممتاز در ميان فقها محسوب مىشود.
سالهاى 1097 تا 1110 ق متعلق به علامه بزرگ مولى محمد باقر مجلسى دوم است. او نيز همچون پدرش از مراجع عظام به شمار مىرود. آثار گرانبها و گوناگونى دارد كه در جاى خود بيان شده است. علامه مجلسى در ميان فقها و دانشمندان شيعه درخشندگى خاصى دارد. وى از دانشمندان عهد صفوى است كه در احياى احاديث اهل بيت تلاش بسيار نموده است. كه كتاب بحار الانوار كه بالغ بر يكصد جلد است از مهمترين آثار حديثى اوست.
بين سالهاى 1110 تا 1173 ق فقها و مراجع بسيارى وجود داشتند از آن جمله جامع معقول و منقول سيد عبد الله جزايرى است كه چون كوكبى درخشان در آسمان فقاهت تشيع پرتو افشانى نمود. او در فقه و غيره از مهارت كامل برخوردار بود.
سالهاى 1173 تا 1205 ق متعلق است به زعامت و مرجعيت استاد كل و مجدد قرن سيزدهم آقا محمد باقر وحيد بهبهانى كه طلايهدار دوره هفتم از ادوار فقه و پيشواى دوره ششم از ادوار اجتهاد محسوب مىگردد. نسب وى با چهارده واسطه به شيخ مفيد مىرسد و علامه مجلسى اول جد مادرى اوست. وى با تربيتشاگردانى چون علامه بحر العلوم، سيد محمد مهدى شهرستانى، سيد على طباطبايى، شيخ جعفر كاشف الغطاء، ميرزاى قمى، ملا مهدى نراقى، شيخ محمد تقى اصفهانى (صاحب حاشيه بر معالم) و سيد جواد عاملى (مؤلف مفتاح الكرامه) و... مسلك اصولى را پس از ساليانى افول به قله رفيع رسانيد و مجتهدان اصولى سرزمين اسلامى را در مكتب خويش پرورد.
شاگردان وى هر يك پس از وى هر يك مرجع تقليد شهرهاى اسلامى گرديدند و در نشر معارف اسلامى و فقه جعفرى كوشيدند.
سالهاى 1205 تا 1228 ق تعلق دارد به استاد بزرگ شيخ جعفر كبير كاشف الغطاء، در عظمت علمى كاشف الغطاء همين بس كه شيخ اعظم انصارى فرموده است: «اگر كسى قواعد اصوليى را كه شيخ در كشف الغطاء عن مبهمات شريعة الغراء مطرح ساخته است به درستى بداند از نظر من مجتهد است.»
كاشف الغطاء مىگفت: اگر تمام كتابهاى فقه را با آب بشويند من مىتوانم همه ابواب آن را از طهارت تا ديات از حفظ بنويسم. در عظمت و بزرگوارى او همين قدر بس كه آية الله العظمى سيد مهدى بحر العلوم او را به عنوان مرجع عام شيعه معرفى مىكرد و حتى امر فرمود به اهل بيتخود كه از شيخ جعفر تقليد نمايد. وى مؤلف كتاب كشف الغطاء در فقه استدلالى است و به خاطر تاليف اين كتاب به كاشف الغطاء ملقب شد.
كاشف الغطا معاصر با آيت الله سيد على طباطبائى (خواهر زاده وحيد بهبهانى، متوفى 1331 ق) است كه يك دوره فقه استدلالى كامل را تدوين كرد و در ترتيب ابواب آن به ابتكارات جالبى دست زد.
همچنين از معاصرين او آيت الله مولى مهدى نراقى كاشانى است كه يكى از فقهاى برجسته و بنام بوده و مرجعيت داشته است.
سالهاى 1228 تا 1241 عصر مرجعيت فقيه جليل شيخ موسى كاشف الغطاء در خطه عراق است. شيخ جعفر كبير او را بر همه فقيهان شيعه بجز محقق اول و شهيد اول ترجيح مىداد. برخى از فقها او را بر شيخ جعفر نيز ترجيح دادهاند.
پايگاه علمى او را همين بس كه شيخ اعظم انصارى فرمود: «بخشى از مطالب مهم علمى كه من دارم از درس شيخ موسى و شيخ على كاشف الغطاء است.»
در همين زمان فقيه كامل و اصولى بزرگ سيد محمد مجاهد (متوفى 1242 ق) به سر مىبرد. در اهيمت او همين بس كه فقها كتاب «مناهل» او را از بهترين كتب فقهى شناختهاند. و نيز در اين عصر مرجع و فقيه كم نظير مولى احمد نراقى كاشانى (متوفى 1245 ق) صاحب مستند الشيعه به سر مىبرد. اين كتاب علاوه بر دارا بودن تحقيقات علمى جالب و گيرا، مؤلف در تنظيم ابواب و گردآورى اشباه و نظائر مسائل هر باب از هيچ تلاش و كوششى دريغ نورزيده است. و همين ويژگيها سبب آراستگى و ارزندگى آن گرديده است. شايد بتوان گفت: «مستند» يكى از اركان مهم فقه از جهت تحول سبك و روش به شمار مىرود.
در اوايل همان زمان ميرزاى قمى صاحب كتاب قوانين و مرجع بزرگ شيعيان ايران مىزيسته است. ميرزاى قمى به نحو شايستهاى مبانى اصول فقه را تحكيم بخشيد. و رهگشاى فكرى علم اصول در اين عصر شناخته شد. وى اصطلاحات زيادى در اصول پديد آورد و مبانى آن را تكامل بخشيد. به طورى كه دانشمندان شيعى به اين امر اعتراف دارند.
سالهاى 1241 تا 1254 ق عصر درخشندگى مرجعيت و زعامت فقيه بزرگ شيخ على كاشف الغطاء است. در اهميت او همين بس كه شيخ اعظم انصارى از شاگردان و دست پروردگان اين عالم ربانى مىباشد.
شيخ محمد حسن نجفى، صاحب جواهر الكلام سالهاى 1254 تا 1266 بر او اختصاص دارد. وى مرجعيت كل شيعيان را بر عهده داشت و عظمت علمى او بر همگان روشن است. با بهره ورى از اساتيد قوى حوزه نجف به مقام اجتهاد رسيد و با تاليف كتاب جواهر الكلام فى شرح شرايع الاسلام تحول عظيمى در حوزه علميه ايجاد كرد به گونهاى كه تا حال نيز كتاب فوق در حوزههاى علميه شيعه به عنوان يكى از منابع اوليه فقهاء شناخته مىشود.
او در تكميل و تحول ابحاث فقهى چنانكه بايد كوشيد و در اين زمينه نقش مؤثر و سهم بسزائى داشت، و نيز بسيارى از مسائل و فروع فقه را تكامل بخشيد و سبب شد آثار او بيش از ديگران كه پيشتاز شمرده مىشدند ارزش و اعتبار ويژهاى به دست آورد.
سالهاى 1266 تا 1281 ق عصر تلالؤ و درخشندگى شيخ اعظم مرتضى انصارى مرجع جهان تشيع است. شيخ 52 ساله بود كه مرجعيت عام شيعه به او سپرده شد كه علت امر رامىتوان در امورى چون شهرت و اشتهار او به ورع و تقوى و شهادت اساتيد او مثل شيخ على كاشف الغطاء و ملا احمد نراقى مبنى بر اعلميت او، خلاصه كرد. او با ژرف انديشى و موشكافى علمى توانست روح تازهاى در كالبد فقه و اصول بدمد. و دو كتاب رسائل و مكاسب كه سالها در حوزههاى علميه تدريس مىگردد از همين عالم ربانى است.
در روزگار او بحثهاى فقهى به اوج گستردگى و نهايت دقت رسيد و فقه از حيث استدلال به صورت چشمگيرى تطور يافت. او پيشواى دوره هشتم در ادوار فقه و طلايه دار دوره پنجم از ادوار كيفيت بيان فقه و پرچمدار دوره هفتم در ادوار اجتهاد و بنيانگذار بعضى مبانى فقه به شمار مىرود. او نخستين مرجعى است كه همه علماى شيعه بر اعلميت او اتفاق نمودند كه ظاهرا چنين اجماع و اتفاقى از ناحيه علماء حتى بعد از شيخ انصارى هم براى كسى حاصل نشده است.
سالهاى 1281 تا 1312 ق عصر مرجعيت و زعامت عامه ميرزاى مجدد محمد حسن شيرازى است. در اهميت مقام علمى او همين بس كه شيخ اعظم هر وقت مسئلهاى را مورد بحث قرار مىداد و ميرزا حضور داشت، نظر او را جويا مىشد. و بارها ميرزاى شيرازى را مجتهد مطلق معرفى كرد. ديرى نپاييد كه ميرزا در درس شيخ بر همگان برترى يافت و آنگاه كه استادش و ديگران شايستگيها و خصلتهاى ويژهاى در او يافتند، ميرزا را بيش از پيش مورد توجه و عنايت قرار دادند. و از اين رو با رحلتشيخ اعظم، و با در گذشت آيت الله سيد حسين كوه كمرهاى، مرجعيتشيعه به وى محول شد. او نخستين مجتهدى است كه شيوه اجتهادى شيخ انصارى را ترويج كرد. علامه محقق شيخ آقا بزرگ تهرانى دانش پژوهان مكتب ميرزاى شيرازى را كه به تحصيل و تحقيق مشغول بودند بالغ بر سيصد و هفتاد نفر نام برده است.
ميرزا در مقام تدريس نيز از اهميت و اعتبار شايستهاى برخوردار بود به طورى كه در مجلس درس او چهرههاى درخشان و شخصيتهاى برجستهاى ديده مىشدند. از جمله شاگردان مبرز او آخوند خراسانى، سيد محمد فشاركى و حاج آقا رضا همدانى هستند كه هر كدام در گسترش و تطور بحثهاى اجتهادى نقش مؤثرى داشتند.
از سال 1312 مرجعيت عامه شيعه به اصولى و مجتهد مسلم يعنى ملا محمد كاظم خراسانى رسيد مرحوم آخوند طلايهدار دوره نهم در ادوار فقه بود اين فقيه بزرگوار رساله عمليهاى منتشر نكرد بلكه او هم نظير استادش شيخ اعظم انصارى به حاشيه نويسى بر رسالههاى پيشين اكتفا كرد.
مرحوم آخوند از جنبه علمى داراى مقامى بس والا بود و آوازه موقعيت بلند وى در هر جايى شنيده مىشد معروف است كه آخوند در حدود يك هفته با ميرزاى شيرازى كه استاد وى بود، در مورد يك مساله به بحث پرداخت و هر روز كه مىگذشت، اشكال تازهاى بركلام ميرزا وارد مىكرد و ميرزا نيز در مقام پاسخ برمىآمد تا اينكه در روز آخر هفته ميرزا با تواضع و فروتنى بسيارى كه از عظمت روحى و پاكى و قداست نفس وى حاكى بود، در ميان جمعى از طلاب و فضلا اعلام كرد كه نظر ملا محمد كاظم درست است اين عمل علاوه بر اينكه موجب شگفتى حاضران مىشد مقام علمى آخوند را نيز ثابت مىكرد.
كتاب كفاية الاصول او در علم اصول از متون سطح عالى در اين فن به شمار مىرود كه همواره مورد توجه طلاب و فضلاى حوزهها قرار گرفته و متن اصلى درسهاى خارج اصول بسيارى از علماى بعد از ايشان بودهاست. اين كتاب هنوز هم اصالت و قوت خود را از دست نداده است.
او از طلايه داران دوره ششم از ادوار كيفيت بيان فقه به شمار مىرود وى در زمان آخوند خراسانى و مخصوصا پس از وى استاد بزرگ حوزه نجف و استاد تواناى فقه و مؤلف كتابهاى گرانقدرى در فقه و اصول است. او كه خود از حوزههاى علميه اصفهان و نجف بهره بردهبود با اندوختههاى فراوانى به تاليف و تدريس پرداخت و با نگارش كتاب عروة الوثقى مسائل شرعى را با جامعيتى فراگير تدوين كرد و به دنبال حركت علماى اصول در فقه شيعى تحولى ديگر پديد آورد.عروة الوثقى با 3260 مساله فقهى كتابى مرجع شد و مراجع عظام را بر آن داشت تا از اسلوب آن پيروى كنند و فروع فقهى آنرا در حوزههاى درس خارج، مورد بحث و بررسى قرار دهند چنانچه تاكنون دهها حاشيه و شرح بر آن نگاشته شده است.
پس از فوت آخوند خراسانى بخش اعظم مرجعيت تشيع بر دوش سيد يزدى بود او نيز مانند آخوند خراسانى استاد بسيارى از فقها و مراجع تقليد شيعه در نيم قرن گذشته است.
وى از طلايه داران دوره ششم از ادوار كيفيت بيان فقه به شمار مىرود ميرزا محمد تقى شيرازى را ميرزاى كوچك درمقابل ميرزاى بزرگ صاحب فتواى معروف تحريم تنباكو مىدانند. وى همان است كه در جنگ جهانى اول برضد انگليسها كه به عراق حمله كرده بودند فتواى جهاد داد و علما و طلاب و عشاير عراق را به مقابله با آنها فراخواند.
كتابهاى اجوبة المسائل و حاشيه برمكاسب و رسائل شيخ انصارى از جمله آثار گرانقدر ايشان است. در ضمن رجعيتشيعه در مدت كوتاهى به عهده ايشان بود.
از فقهاى نامدار و برجسته قرن چهاردهم است. وى از شاگردان بزرگ سيد محمد فشاركى اصفهانى و ميرزا محمد تقى شيرازى است. او عالمى متبحر و فقيه مدقق است كه جامع كمالات علمى و عملى است و در فقه جعفرى يكى از مفاخر و از فقهاى نامدار و برجسته عصر اخير مىباشد. وى پس از نيل به مقام اجتهاد به ايران بازگشت و در شهر اراك ساكن شد و پس از چندى به قم آمد و حوزه قم را تاسيس كرد لذا او را مؤسس حوزه علميه قم پس از دوران فترت دانستهاند. مرجعيت كل شيعه درحدود سالهاى 1338 تا 1350 ه.ق و يا بعد از آن به عهده ايشان بود.
او استاد بسيارى از فقهاى نامى از جمله حضرت امام خمينى است و كتابهاى «الدرر» در اصول و «الصلاة» در فقه از آثار ارزشمند اوست. در طول سالهاى 1338 تا 1365 ه.ق كه مرجعيتشيعه به عهده سه عالم بزرگ يعنى آيت الله حائرى يزدى آيت الله نائينى و آيت الله سيد ابوالحسن اصفهانى بود، بزرگان ديگرى هم زندگى مىكردند كه مقام والايى داشتند. و در محفل درسشان صدها طالب علم و فاضل و دانشمند شركت مىكردند از آن جملهاند آيت الله آقا ضياء الدين عراقى، آيتالله شيخ محمد حسين غروى اصفهانى مشهور به كمپانى و آيت الله شيخ فتح الله مشهور به شريعت اصفهانى.
فقيه نامور بزرگ حوزه علميه نجف، آيت الله حاج ميرزا حسين نايينى از فقهاى مؤسس و صاحب نظر در فقه و اصول بودهاست كه مرجعيتشيعه در برههاى از زمان بعد از مرحوم آخوند خراسانى و مرحوم سيد يزدى به ايشان محول شده است او از شاگردان سيد محمد مدرس و ميرزاى شيرازى و مشاور آيت الله آخوند خراسانى و پس از وى آقا سيد كاظم يزدى بوده است. تقريرات درس او توسط مرحوم شيخ محمد على كاظمينى و آيت الله خويى نگاشته شده و كتابى بزرگ در فقه به قلم خود او كه اخيرا هم چاپ شده به جاى مانده است، كه از آثار گرانقدر او در فقه واصول است. او در عصر خويش مرجعى بنام بوده و در فقه واصول تحقيق و تدقيق داشته است به حدى كه او را مجد علم اصول و نو آور آن دانستهاند و به جرات مىتوان گفت اغلب مراجع و فقهاى بعد از ايشان به نوعى از افاضات علمى و رشحات فكرى اين مرد، فضيلت و دانش بهره بردهاند.
در حدود سال 1360 ه.ق به بعد مرجعيتشيعه متعلق به اين مرد بزرگ است. او در شمار مراجع بزرگ و دورانديش و عاليقدر بود و از شاگردان آخوند خراسانى و سيد يزدى بود كه مرجعيت او عالم اسلام را وارد مرحله نوينى از عزت و شرف نمود و نام او و نجف اشرف به اقصى نقاط جهان رسيد. وى استاد بزرگ بسيارى از فقهاى ربع قرن گذشته است كتاب «وسيلة النجاة» آيت الله اصفهانى از نوشتههاى فقه استدلالى شيعه است كه به موجب فراگير بودن مسائل آن مورد توجه فقهاى فرزانهاى مثل امام خمينى قرار گرفت و برخى از كتابهاى استدلالى فقه شيعه برمبناى آن نگاشتهشده اين كتاب مشهورترين متن فقهى شيعه بعد از عروة الوثقى است كه به وسيله امام خمينى تكميل و تحرير شده و در دو جلد به نام تحرير الوسيله انتشار يافتهاست.
از سال 1365 ق، مرجعيتحضرات آيات عظام حاج آقا حسين بروجردى و حاج سيد محمود حسينى شاهرودى و حاج سيد محسن طباطبائى حكيم شروع شد. معاصر با اين بزرگان آيات عظام ديگرى هم مىزيستند از جمله:
سيد جمال الدين موسوى گلپايگانى
ميرزا ابراهيم اصطهباناتى معروف به ميرزا آقا شيرازى
سيد عبد الهادى حسينى شيرازى
سيد حسين حمامى
سيد محمد حجت كوه كمرهاى
سيد محمد تقى خوانسارى
سيد صدر الدين صدر
سيد محمد بغدادى
و ...
آيت الله بروجردى بزرگ مرجع شيعه، در مقام تدريس يگانه بود و گروه زيادى از طلاب و فضلا در درس ايشان شركت مىكردند. از ميان شاگردان او شخصيتهاى برجسته و بزرگى برخاستند كه در حوزه علميه قم از درخشندگى خاصى برخوردارند و منشا آثار و خدمات ارزندهاى به اسلام و مسلمين هستند. اينان با تدريس ابحاث فقهى - اجتهادى همراه با ابداعات و نوآوريهاى خويش در گسترش و پويايى آن ابحاث گامهاى مؤثرى برداشتهاند.
مرحوم بروجردى در بحثهاى فقهى - اجتهادى آراء و نظريات و اصطلاحات جالب پديد آورد كه مجموعه آنها توسط شاگردان برجسته او به عنوان تقرير در زمان خود او چاپ و منشر گرديد كه مورد استفاده فضلا و علما مىباشد.
وى عالم وارستهاى بود كه بخش عظيمى از زندگى خويش را در راه پر بار ساختن مكتب فقهى اهل بيت عصمت و طهارت عليه السلام سپرى ساخت و در فقه و فقاهت مقامى بس شامخ و ارجدارى را حائز گرديد و شاگردان متعدد و فاضلى را تربيت نمود كه هر كدام مشعل دار فقاهت در عصر كنونى مىباشند حوزه درس او يكى از حوزههاى غنى و پر بار بود و در طول 15 سال مرجعيت، دهها تن از آن حوزه فارغ التحصيل شدهاند. وى آثار ارزشمندى را از خود بر جاى گذاشت كه كتابهاى: جامع احاديث الشيعه، تعليقه بر اسفار ملاصدرا، طبقات رجال، حاشيه بر كفايه الاصول، حاشيه بر كفايه شيخ طوسى،و بيوت شيعه از آن جمله است.
در آن زمان بيشتر مردم ايران مقلد آيت الله بروجردى بودند، ولى شيعيان عراق و لبنان اكثرا از مرحوم آيت الله حكيم تقليد مىكردند، اما آيات عظام ديگر، گرچه در كشورهاى ياد شده، شمار اندكى مقلد داشتند ولى مقلدين آنها بيشتر در افغانستان، پاكستان، كويت، بحرين و قطر بودند، هر چند در همين نقاط نيز مقلدان مرحوم آيت الله بروجردى بيش از ديگران بودند.
وى مرجعى نامدار و فقيهى بزرگ بود، شهرت او در زمان آيت الله بروجردى هم فراگير بود و بسيارى از شيعيان عراق و لبنان از مقلدين ايشان بودند اما بعد از فوت آيت الله بروجردى مرجعيت ايشان عمومىتر شد. گرچه در كنار ايشان آيت الله شاهرودى هم مرجع بسيارى از مردم بودند اما مىتوان سالهاى 1380 تا 1390 را سالهاى مرجعيت آيت الله حكيم دانست. احاطه او بر علم فقه از كتاب گرانقدرش «مستمسك عروة الوثقى» به خوبى نمايان است. مرحوم آيت الله حكيم با تاليف اين كتاب بزرگترين خدمت را به حوزههاى علميه نمود. زيرا اين كتاب از جهت ترتيب و تنظيم مباحث و شيوه استدلال نخستين تاليفى است كه بدين صورت به جامعه علم و فقه عرضه شده است و همين ويژگىها توجه و استقبال بيش از حد فضلا و دانشمندان را به آن برانگيخته است.
وى در سال 1390 هجرى قمرى در نجف اشرف وفات يافت.
آيت الله سيد محمود شاهرودى از فقهاء و مراجع ايران و عراق و ديگر كشورهاى اسلامى بود. مرجعيت ايشان نيز همزمان با مرجعيت آيت الله حكيم بود و بعد از فوت مرحوم حكيم در سال 1390 ه.ق آيت الله شاهرودى تا سال 1394 ه. ق به زعامتخود ادامه داد او از شاگردان آخوند خراسانى و مرحوم سيد يزدى بود و خود نيز فقيهى پرمايه به حساب مىآمد از تقريرات فقهى او چندين اثر ارزشمند به جاى مانده است.
آيت الله سيد روح الله موسوى خمينى، از شاگردان نامدار مرحوم آيت الله حائرى بود او همچنين از محضر آيات عظام شيخ محمد على شاه آبادى، شيخ آقا رضا مسجد شاهى اصفهانى و مير سيد على يثربى كاشانى بهره گرفت در سال 1340 شمسى پس از رحلت آيت الله بروجردى بر ضد رژيم ستم شاهى قيام كرد و با پيشگامى مردانه او جمعى از مراجع ديگر قم نيز قدم جلو گذاشتند و در نهايت آن مرد نامى تاريخ روحانيت و مرجعيتشيعه دستگير و به تركيه تبعيد شد.
امام خمينى روحانى و بخصوص مرجعيتشيعه را وارد مرحله نوينى از تاريخ شناختخود نمود و به آنها درس عزت شجاعت و شهامت داد.كتابهاى بيع و متاجر و تحرير الوسيله از آثار گرانقدر او در فقه و كتاب تهذيب الاصول، تقريرات وى در اصول فقه است كه كتاب تحرير الوسيله و تهذيب الاصول درسالهاى اخير به عنوان متن اصلى بعضى از درسهاى خارج فقه و اصول جارى در حوزههاى علميه، خصوصا حوزه علميه قم مطرح است. او جامع علوم و فنون اسلامى وزنه بزرگى در فقه و اصول و فلسفه و ديگر علوم اسلامى به شمار مىآمد مرجعيت تشيع پس از آية الله بروجردى عليرغم اصرار عده زيادى از مردم و علما به ايشان واگذار شد، با اين حال وى از هرگونه اقدامى كه شائبه موقعيت طلبى داشته باشد پرهيز داشت بعد از فوت مرحوم آية الله بروجردى، امام خمينى مرجع عده زيادى از مردم ايران و بعضى از كشورهاى ديگر بود، اما اوج مرجعيت اين مرد بزرگ از سالهاى تبعيد او به خارج از كشور شروع و پس از بازگشت به وطن در طول حدود ده سالى كه از كشور خودش(ايران) در قيد حيات بود به نهايت درجه صعود رسيد مرجعيت امام خمينى منحصر در كشور يا منطعهاى خاص نبود بلكه چه در زمان حيات خود و چه بعد از رحلت ايشان تمام جهان اسلام را فرا گرفت. اكنون نيز كه چندين سال از رحلت آن فقيه و مرجع نامى مىگذرد هنوز هم بسيارى از مردم جهان و خصوصا ايران با توجه به مساله جواز بقاء بر تقليد از ميت، از مقلدين آن مرجع راحل هستند.
از مراجع بزرگ حوزه عليمه نجف پس از مرحوم آيت الله شاهرودى و مرحوم آيت الله حكيم است وى از اساتيد بزرگ حوزه نجف همچون شيخ فتح الله شريعت اصفهانى، ميرزاى نائينى، آقا ضياء الدين عراقى سيد ابوالقاسم خوانسارى، سيد عبدالغفار مازندرانى، شيخ محمد حسين غروى اصفهانى و آيت الله كمپانى بهرهبرد و به درجه اجتهاد نايل آمد تقريرات زيادى از درسهاى ايشان به چاپ رسيده است كه بعضى از مهمترين آن عبارتند از: التنقيح فى شرح العروة الوثقى،تحرير العروة الوثقى، معتمد العروة الوثقى، مستند العروة الوثقى، مبانى العروة الوثقى، مدارك العروة الوثقى در فقه و مبانى الاستنباط، المحاضرات فى اصول الفقه، دراسات فى علم الاصول، مصباح الاصول، مصابيح الاصول، كه هر كدام از آن را يكى از شاگردان برجسته ايشان به رشته تحرير در آورده است.
آيت الله خويى در سه رشته فقه و اصول و رجال تحقيقات و تدريسهاى گستردهاى داشت و در هر سه زمينه آثار ارزشمندى را از خود به جاى گذاشت، كتابهاى: معجم رجال الحديث، البيان فى تفسير القرآن، اجود التقريرات، تكملة منهاج الصالحين، تعليقه على عروة الوثقى، مستحدثات المسائل، المسائل المنتخبه از آن جمله است. آيت الله خويى علاوه بر تحقيق و تدريس در مباحث اصولى و فقهى و ديگر علوم اسلامى در جريان مسائل سياسى اجتماعى زمان خويش حضور فعال داشت و در اين خصوص در قيام شيعيان عراق در رمضان(1412 ه.ق) ايفاى نقش نمود.
بخش عمده مرجعيت تشيع در كشورهاى عربى و ايران به عهده اين فقيه دانشمند بود آيت الله سيد على عبد الاعلى سبزوارى و آيت الله سيد على سيستانى از جمله شاگردان برجسته اين بزرگوارند كه امر مرجعيت را پس از ايشان در نجف به عهده گرفتند.
آيت الله سيد محمد رضا گلپايگانى دانشمند فرزانهاى است كه در مكتب آيت الله حائرى پرورش يافت در زمان آيات عظام خوانسارى حجت، صدر، و در دوره مرجعيت آيت الله بروجردى از ياران صديق ايشان محسوب مىشد. رهبر معظم انقلاب اسلامى، حضرت آيت الله خامنهاى، در پيام تسليتخود به مناسبت رحلت ايشان،خدمات اين فقيه بزرگ شيعه را اينگونه ترسيم كردند «اين شحصيت والاى كهنسال يكى از موفقترين و سعادتمندترينها بودند، سى و دو سال مرجع تقليد،حدود هفتاد سال مدرس حوزه علميه قم و حدود هشتاد و پنجسال سرگرم فراگرفتن و آموختن فقه آلمحمد بودند.»
آيت الله گلپايگانى در طول دوران مرجعيتخويش هزاران شاگرد را از فقه پخته و عميق خود بهرهمند ساخته و دهها اثر علمى و فقهى از خود بجاى گذاشتند كه كتابهاى العوائد فى التعليق على درر الفوائد، حاشيه بر عروة الوثقى، حاشيه بر وسيلة النجاة، هداية العباد و مجمع المسائل، از آن جمله است. البته برخى از كتابهاى فقهى نيز به دستشاگردان ايشان تاليف و تدوين يافته كه تقريرات درس آن فقيه بزرگ محسوب مىگردد.
آيت الله گلپايگانى از محضر اساتيدى همچون حاج شيخ عبد الكريم حائرى،آيت الله نائينى، آقا ضياء الدين عراقى و حاج سيد ابوالحسن اصفهانى خوشه چين كرد. وى از حدود سال (1383 ه.ق) به عنوان مرجع شيعيان مطرح گرديد و چهار سال آخر عمر ايشان كه سالهاى بعد از رحلت امام خمينى بود در واقع سالهاى اوج مرجعيت آيت الله گلپايگانى محسوب مىشود.
آيت الله العظمى حاج شيخ محمد على اراكى يكى ديگر از اختران فروزان اين سلسله نورانى است. كه در سال (1312 ه.ق) (1273ه.ش) درخانوادهاى كوچك و مذهبى، در شهر اراك ديده به جهان گشود.
اين مرجع بزرگ شيعه، نزديك به 35 سال تدريس مداوم داشت بعد از وفات مرحوم آية الله سيد محمد تقى خوانسارى در سال (1371ه.ق) به درخواست بسيارى از فضلا و شاگردان آية الله خوانسارى بركرسى استادى تكيه زد و به تدريس خارج فقه واصول پرداخت در طولاين مدت علاوه بر مباحث مفصل فقهى، سه دوره كامل علم اصول را تدريس كرد.
بزرگان بسيارى ازمحضر آن مرجع بزرگ خوشه چينى كرده و مراحل عالى علم و عمل را پيمودهاند. شهيد سعيد، شيخ مهدى شاه آبادى، آية الله شيخ محمد تقى ستوده، آية الله استادى آيت الله شيخ على پناه اشتهاردى،از آن جملهاند.
دوران مرجعيت آيت الله اراكى همزمان با سالهاى حيات آيات عظام: امام خمينى، آيت الله العظمى گلپايگانى و آيت الله العظمى مرعشى نجفى بود اما اوج مرجعيت ايشان، پس از رحلتحضرت امام خمينى بود، كه بسيارى از مقلدان امام راحل به ايشان رجوع كردند آية الله اراكى از جمله كسانى بود كه در برههاى از زمان به عنوان مرجع وحيد عالم تشيع مطرح بود.
اين عارف فرزانه علاوه بر تحقيق و تدريس، تاليفات زيادى نيز از خود به جاى گذاشتند كه حاشيه بر عروة الوثقى، حاشيه بر درر الاصول مرحوم شيخ عبد الكريم حائرى و تقريرات دروس فقه مرحوم حاج شيخ و مرحوم سيد محمد تقى خوانسارى، از آن جملهاند.
آية الله العظمى اراكى پس از يك قرن عمر با بركت و وارستگى كالبد تن را شكست و به سوى فضاى بيكران الهى پركشيد.

| < قبلی | بعدی > |
|---|