
- چرا اهل سنت در وضو پاهاى خود را مىشويند اما شيعيان پاهاى خود را نمىشويند و مسح مىكنند؟
پاسخ: پيش از پرداختن به جواب توجه به چند نكته لازم است:
1 - همه مسلمانان اعم از شيعه و سنى در صدد عمل به كتاب خدا و سنت پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم هستند و اگر در مواردى بين مسلمانان اختلاف وجود دارد، به دليل اختلاف در برداشتها است.
2 - امروزه عموم اهل سنت معتقد به شستن پا در وضو هستند، اما فخر رازى در ذيل آيه «فاغسلوا وجوهكم...» مىگويد پيرامون شستن و مسح پا در وضو چهار نظر وجود داشته است.
الف) لزوم شستن پا؛
ب) لزوم مسح؛
ج) اختيار بين مسح و شستن؛
د) جمع بين شستن و مسح.
3 - در روايات اهلسنت روايات فراوانى وجود دارد كه دستور به شستن مىدهد اما روايات قابل توجهى نيز مبنى بر لزوم مسح پا يافت مىشود كه 10 حديث را طبرى در تفسير خود نقل كرده است. بر اساس يكى از اين روايات ابن عباس مىگويد: "اَلْوُضوُءُ غَسْلَتانِ وَ مَسْحَتانِ" [1] وضو دو شستن - صورت و دستها - و دو مسح - سر و پاها - است.
همچنين بر اساس برخى از اين روايات همچون اَنَس، عكرمه، شعبى، عامر، قتاده مىگويند: «وظيفه در وضو مسح پاها مىباشد نه شستن آنها». [2]
اينك در جواب پرسش فوق بايد گفت: اهل سنّت و شيعه براى كيفيت وضو به آيه ذيل استناد كردهاند:
"فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ اَيْديَكُمْ اِلىَ الْمَرافِقِ وَ امْسَحوُا بِرُؤسِكُمْ وَ اَرْجُلكُمْ اِلىَ الكَعْبيْنِ"[3]
- براى وضو - صورتها و دستهايتان را تا آرنج - مرفق - بشوييد و سرها و پاهايتان - تا قوزك - را مسح نماييد.
به عقيده علماى اهل سنّت كلمه اَرْجُلكُمْ عطف به كلمه وُجوُهَكُمْ است و همچنانكه وجوه - صورتها - را بايد شست، ارجل - پاها - نيز بايد شسته شود.
شيعيان نيز براى مسح پا در وضو به آيه فوق استناد كرده و مي گويند كلمه اَرْجُلكُمْ عطف است به كلمه رُؤسكُمْ مي باشد و همچنان كه رئوس - سرها - را بايد مسح كرد ارجل را نيز بايد مسح كرد. آنها مىگويند ارجلكم در كنار رؤسكم قرار دارد و بر اساس قواعد ادبى، بايد به نزديكترين كلمه - رؤسكم - عطف شود. بر اين اساس بايد پاها را مسح نمود. علاوه براين شيعه به روايات زيادى از ائمهعليهم السلام استناد كرده است كه آنان دستور به مسح پا دادهاند.
فقهاى مسلمان - خواه شيعه و خواه سنى - در بيان كيفيت و چگونگى وضو، به اين آيه استدلال كردهاند: "يا ايها الذين آمنوا اذا قمتم الى الصلاة فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ اَيْديَكُمْ اِلىَ الْمَرافِقِ وَ امْسَحوُا بِرُؤسِكُمْ وَ اَرْجُلكُمْ اِلىَ الْكَعْبيْنِ" . [4]
اى مؤمنان هر گاه براى اقامه نماز آماده شديد صورتها و دستها را تا آرنج - مرفق - بشوييد و سرها و پاهايتان را تا قوزك مسح نماييد.
در استدلال به آيه فوق، بزرگان و علماى ادب بحثهاى فراوانى دارند كه در كتابهاى تفسيرى شيعه و سنى آمده است. در اينجا تنها به اين نكته اشاره مىشود كه كلمه أرجلكم دو نوع قرائت شده است؛ يك قرائت به نصب و ديگرى قرائت به كسر. طبق قواعد ادبيات عرب هرگاه يك جمله بر جمله ديگر به وسيله حرف «واو» يا حروف ديگر، عطف شود جمله معطوف، حكم جمله معطوف عليه را از نظر اعراب - رفع، نصب و جر - پيدا مي كند . همچنين حكمى كه بر جمله معطوف وارد شده بر معطوف عليه نيز وارد است. اين قاعده در آيه مورد بحث پياده شده؛ " وَ امْسَحوُا بِرُؤسِكُمْ وَ اَرْجُلكُمْ" در اين قسمت از آيه دو جمله آمده است كه يك جمله به جمله ديگر به وسيله واو عطف شده يعنى جمله "وَ اَرْجُلكُمْ اِلىَ الْكَعْبيْنِ" به كلمه "برؤسكم" عطف شده است. لازمه عطف آن است كه فعل "وَ امْسَحوُا" بر جمله معطوف وارد شود. يعنى به اين صورت خوانده شود وامسحوا برؤسكم و امسحوا بأرجلكم - مسح كنيد به سرها و مسح كنيد به پاهايتان - . اين در صورتى است كه قرائت به كسره باشد و اگر قرائت به نصب باشد آن هم نيز به همين صورت است. البته با اين تفاوت كه در صورت كسره عطف شده بر ظاهر رؤسكم كه به وسيله حرف جر مجرور است و محلاً منصوب است، چون مفعول وامسحوا مىباشد. و چون «با» كه حروف جزو حروف جر است بر مفعول وارد شده، آن را مكسور مىخوانيم، از اين رو اگر جمله بر او عطف شود جايز است هم به نصب خوانده شود و هم جر. لذا قاريان معروف كه هفتنفر هستند هر دو قرائت را در آيه تجويز كردهاند.
با توجه به آنچه گفته شد روشن مىشود كه چرا شيعيان پاها را مسح مىكنند. بر اساس قواعد أدبى ارجلكم بايد به نزديكترين جمله قبلى عطف گرفته شود، نه بر جملهاى كه فاصله فراوانى دارد.
از اينرو برخى از فقهاى اهل سنت مانند داود اصفهانى قائل به تخيير شده است. يعنى هم شستن و هم مسح را جايز مي داند. بنابراين شستن پاها طبق قواعد أدبى كه در تفاسير اهل سنت نيز آمده صحيح نيست و وضوى شيعيان موافق آيه كريمه و روايات فراوانى است كه از ائمه عليهم السلام، صحابه و تابعين نقل شده است.
پاورقي
[1] تفسير طبرى، ج 6، ص 82 .
[2] همان .
[3] سوره مائده، آيه 6.
[4] همان.

| < قبلی | بعدی > |
|---|