


قال رسول الله(ص):و انت فی الجنة یا علی و شیعتک و محب شیعتک. و عدوک و الغالی فی النار
.رسول خدا(ص) فرمود:ای علی! تو و شیعه ات و دوست شیعه تو، در بهشت خواهد بود. و دشمن تو و غلو کننده [درباره ی تو] در آتش خواهند بود.بحار الانوار 25: 265، ح 4.
قال رسول الله(ص):یا علی! شیعتک الذین یخافون الله فی السر و العلانیة.یا علی! شیعتک الذین یتنافسون فی الدرجات، و یلقون الله و لا حساب علیهم.یا علی! اعمال شیعتک تعرض علی فی کل جمعة، فافرح بصالح اعمالهم و استغفر لسیئاتهم.
پیامبر اکرم (ص) فرمود:ای علی! شیعه ی تو، کسانی هستند که در آشکار و نهان، از خدا می ترسند. ای علی! شیعه ی تو، کسانی هستند که [در قیامت] در طی درجات، از هم سبقت می گیرند، و خدا را ملاقات می کنند در حالی که حسابی ندارند [و چیزی بدهکار نیستند] ای علی! اعمال شیعه ی تو، هر جمعه، به من عرضه می شود، من، از کارهای نیک آنان، خوشحال می شوم و برای کارهای ناشایست آنان، استغفار می کنم.بحار الانوار 68: 41.
- آيا در زمان رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم شيعه و سنى وجود داشته است؟ و آيا پيامبر شيعه بوده
پاسخ: در ميان صحابه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم علىبنابىطالب عليه السلام از مقام و منزلت ويژهاى برخوردار است و از كمالات فراوان برخوردار بودند كه او را از ديگران متمايز مىسازد، زيرا او نخستين كسي است كه به رسولخداصلى الله عليه وآله وسلم ايمان آورد و در همه جنگها و غزوات حضور داشت و در حراست و پاسدارى از شخص رسولگرامى اسلام جان خويش را به مخاطره مىانداخت و همچنين در علم و تدبير، زهد و تقوا و عبادت و بندگى در ميان صحابه يگانه بود.
از طرف ديگر رسولخداصلى الله عليه وآله وسلم در هر موقعيت و مناسبتى به تمجيد و بيان فضايل علىعليه السلام مىپرداخت و او را به عنوان «مدار و محور حق» [1] به جامعه معرفى مىكرد.
حديث منزلت، حديث طير، حديث غدير، حديث مواخات و احاديث فراوان ديگر، كه در كتب معتبر شيعه و سنى موجود است، گوشهاى از فضايل علىعليه السلام [2] را از زبان رسولخداصلى الله عليه وآله وسلم نقل مي كند .
اين فضايل و كمالات در شخصيت علىعليه السلام و محبت و علاقه خاص رسولخداصلى الله عليه وآله وسلم به او، موجب شده بود كه جمعى از صحابه به علىعليه السلام عشق بورزند و از دوستداران و ملازمين او شوند و از او به عنوان شخصيتى كه مورد علاقه خدا و رسول خداست [3] پيروى نمايند.
اين گروه از صحابه در همان زمان حيات پيامبر به عنوان شيعه على شناخته مىشدند و همين عنوان يعنى شيعه على بارها در بيان رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم به كار برده شده است كه ما به يك مورد اشاره مىكنيم:
سيوطى دانشمند و مفسر معروف اهل سنّت در كتاب تفسير خود درّ المنثور از ابنعباس نقل مىكند:
"لَمَّا نَزَلَتْ "إِنَّ الَّذينَ آمَنوُا وَ عَمِلوُا الصَّالِحاتِ اوُلئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَريّةِ" قالَ رَسوُلُاللَّهِصلى الله عليه وآله وسلم لِعَلىِ هُوَ اَنْتَ وَ شيعَتُكَ يَوْمَ القِيامَةِ راضينَ مَرْضيّينَ" ؛
هنگامى كه آيه شريفه "اِنَّ الَّذينَ..." نازل گرديد پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم به علىعليه السلام فرمود: اين درباره تو و شيعيان تو در روز قيامت است، هم شما از خدا خشنود خواهيد بود و هم او از شما.
اينك در جواب پرسش فوق بايد گفت:
پيدايش شيعه در زمان حيات رسولخداصلى الله عليه وآله وسلم بوده است، گرچه تقسيم مسلمانان به دو گروه شيعه و سنى، پس از رحلت آن حضرت انجام گرفت. زيرا گروهى معتقد بودند كه براساس اعلام و ابلاغ رسولخدا صلى الله عليه وآله وسلم ، خلافت و جانشينى پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم حق علىعليه السلام است و گروهى هم به سراغ تعيين خليفه از طريق انتخاب مردم رفتند و ابوبكر را به عنوان خليفه برگزيدند.
و از آنجا كه بروز دو گروه به عنوان شيعه و سنى، پس از رحلت پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم بوده است، روشن مىشود كه آن حضرت نه شيعه بوده و نه سنّى، بلكه او رهبر و مقتداى همه مسلمانان و صاحب شريعت و سنّت بوده است.
پاورقي
[1] اشارهاى به فرمايش رسولخدا (ص) كه فرمود: علىٌ مع الحق و الحق مع على ؛ على همواره با حق است و حق نيز با على است. تاريخ بغداد، ج 14، ص 321
البته با همين مضمون روايات ديگرى در صحيح ترمذى؛ مستدرك على الصحيحين مع التلخيص؛ كتاب معرفة الصحابة ج 3 ص 25 - 24؛ مجمع الزوائد، حافظ نورالدين على بن ابىبكر الهيثمى، ج 4 ص 235 ، باب فيما كان فى الجمل و الصفين و ... موجود مىباشد.
[2] احمدبن حنبل از علماى بزرگ اهل سنت مىگويد: ما جاءَ لاَِ حَدٍ مِنْ اَصْحابِ رسوُلاللَّهِ(ص) مِنَ الْفَضائِلَ ما جاءَ لِعَلىِّ بْنِاَبيطالِبٍ. مستدرك الصحيحين، ج 3، ص 107.
[3] اشاره است به فرمايش رسولخدا (ص) در غزوه خيبر كه فرمود: لاَُ عَطيَنَّ الرَّايةَ غَداً رَجُلاً يُحِبُّ اللَّهُ وَ رَسوُلُهُ وَ يحِبّهُاللَّهُ وَ رَسوُلُهُ ؛ فردا پرچم را به دست مردى مىسپارم كه خدا و رسولش را دوست مىدارد و خداوند و پيامبرش، نيز، او را دوست مىدارند. صحيح بخارى، فى الجهاد السير، باب فضل من اسلم على يديه رجل.

| < قبلی | بعدی > |
|---|
|
|